سید محمود سجادی ( شاعر و پژوهشگر )
شعر زاده ي طبيعت است و صداي باد و برخورد آن با شاخ و برگ درختها ،آواز جويبار ونغمه ي پرندگان ، موسيقي باران و همه و همه ي كائنات موجود در عرصه ي حيات ، شعر را در انسانها زاياند. نظم اسرارآميز طبيعت و هماهنگي خيره كننده ي تمام اجزا و عناصر موجود در گستره ي حيات جرقه هاي ابتدايي شعر وموسيقي را ـ كه خواهران زيبا و نازنين توامان يكديگرند ـ زد و شعر با توجه به نظم موسيقاييش به وجود آمد .
ادامه مطلب...
كاظم كيائي فر( دبیر و کارشناس ادبیات)
در برخي دوره هاي تاريخي هر منطقه، شخصيتي آيينه ي تمام نماي جامعه ي خويش مي شود و زبان گوياي فرهنگ ، سنت ها ، رسوم وآداب ، شيوه ي زندگي حتي خرافه پرستي ها و پرده دري ها و هرزه درايي ها وحكايت ها وشكايت هاي مردم خود مي شود .
اين زبان گرچه لزوما ، هميشه در شعر ونثر متجلي نمي گردد ، اما اغلب چنين مي شود .
ادامه مطلب...
مينا سخايي ( داستان نویس و کارشناس ارشد ادبیات)
مردي ريز نقش ، پيچيده در قبايي كوتاه ، با دستاري بر سر از ميان طاق هاي ضربي بازار و كوچه هاي پر ولوله ي خشتي با سربِطاق هاي خنكي كه زنان وكودكانِ كوزه به دست ، پا كِشان يا به سرعت از پله هاي آن بالا و پايين مي روند ، مي گذرد .
ادامه مطلب...
احمد لطيف پور( دبیر و مولف کتب پژوهش تاریخی)
شُعراي بزرگ ، در جاي جاي سرزمين پهناور ايران اسلامي، معمولاً درمكان هاي سرسبز وخوش آب وهوا ، پرورش يافته وميدان بروز پيدا كرده اند ، امّا گاه،درمناطق گرم وخشكي نظير دزفول ، تك ستارگاني،با تأثير پذيري از شعراي بزرگ ايران زمين درآسمان شعر وادب درخشيده اند كه حتّي پس از حياتشان نيز،نور وگرمايشان ، روشني بخش وگرمي بخش محافل ادب دوستان اين مرزو بوم بوده است . يكي از اين ستارگان درخشان ، ملاّ محمّد تقي ناهيدي ، از شهر دارالمؤمنين، دزفول است . جثّه اي كوچك ، اندامي ريز ، بياني تند وصريح ، زندگاني سراسر فقر توأم با مشقّت وسختي ، خالق طنزي گزنده ، صراحت لهجه، طرح وبيان مسائل اجتماعي دوران خويش درانواع قالب هاي شعري ، از ويژگي هاي اين شاعرجنوبي است . استادي وزبر دستي ناهيدي در انتخاب واژه ها و وزن هاي مختلف شعري ، درخورتوجّه است . اگر او نبود شايد تا كنون بسياري از واژه هاي اصيل دزفولي در غبار زمان محو شده بود. وي از آهنگ وموسيقي شعري ودستگاه هاي ايراني بويژه حوزه مرثيه سرايي ، آشنايي كامل داشته ودر اين رهگذر بهرة كافي ووافي برده است . ناهيدي به رسم ديگر شاعران دوران قاجاريّه ، گاه در حوزة تكلّف وتصنّع محافل ادبي زمان خويش واردشده ودرزمينة اشعارتفنّني نيزهمچون اشعار بي نقطه، اخوانيات و.. طبع آزمايي نموده است . بهر حال پژوهش وكند وكاو در ادبيّات عاميانه ، درگويش هاي محلّي وفرهنگ غنيّ ومتنوّع اين سرزمين ، دستاوردهاي پرارزشي را براي نسل آينده به ارمغان خواهد آورد. ان شاء الله ..
ادامه مطلب...
حسين نصيرباغبان(پژوهشگر و حقوقدان)
مقدمه
همیشه در میان ملل متمدن جهان، شعر در شکل گیری فرهنگ و تمدن آنها نقشی مثال زدنی داشته است تا جایی که در تعاریف فرهنگ، شعر را همیشه بعنوان یک پایه اساسی فرهنگ نامبرده اند . گویش دزفولی بعنوان گویشی که نشان از فرهنگ عیلامی داشته، همانند خط آن ناشناخته باقی مانده است. افرادی همانند مرحوم ملامحمدتقی ناهیدی، با شعر خود به گویش محلی دزفولی، توانسته اند لغاتی که بر سر زبان ها بوده به بهترین روش، یعنی بوسیله شعر ثبت کرده و در تاریخ این قوم ماندگار سازند. در این تحقیق، پنجاه و اندی از واژگانی که در اشعار مرحوم ناهیدی بوده و اکنون کاربرد نداشته و یا کم کاربرد و در حال فراموش شدن هستند جمع آوری و شمارش شده است؛ البته این بخشی از واژگان بوده است و متاسفانه بایستی ذکر نمود که منابع برای تحقیق در مورد مرحوم ناهیدی بسیار محدود و ناچیز بوده اند و این اثر ادعایی ندارد که تمامی واژگان فراموش شده را در بر بگیرد با این حال آنچه در توان این حقیر بوده صورت گرفته است؛ تا بدین وسیله گوشه ای از تاثیر شعر ناهیدی بر فرهنگ و گویش دزفولی را نشان دهیم. این مقاله جهت ارائه به همایش مرحوم ملا محمدتقی ناهیدی دزفولی تهیه گردید. لازم به ذکر است که از استاد ارجمند، جناب آقای عرب و موسسه دزفول شناسی که در جهت دهی به این اثر به اینجانب کمک وافری نمودند تقدیر و تشکر نمایم.
ادامه مطلب...
غزل
بُتـا ! به مـاهِ جمـالت حجـاب لازم نيست
نهــان بـه ابـرِ سيـه آفتـاب لازم نيست
هر آنكه باده يِ عشقت به سر كِشد ، ديگر
به عمرِ خود دگر او را شـراب لازم نيست
شهيـدِ عشـقِ تو انـدر جهان فراوان ست
دگر به كشتـنِ مـا فتـحِ باب لازم نيست
تو را كه تَـر شـده نـاخن ز خـونِ عشاقت
دگر به بـردنِ دل ها خضـاب لازم نيست
زكاتِ حسنِ تو بگذشته چون ز حدِ يقين
دگـر ســؤال ز حـدالـنصـاب لازم نيست
شكنـجِ زلـفِ تو انـدر شكنجه دارد خلق
دگر به زلـفِ سيه، پيـچ وتاب لازم نيست
حسابِ قتلِ شهيـدانِ عشق را چه كِشي ؟
ستـاره گانِ فلـك را حسـاب لازم نيست
به حشـر گر ز شفـاعت لوا به كف گيري
چه سود ؟ تو را سؤال و جواب لازم نيست
[به ضربِ]خنجرِ مژگان بكُش تو«ناهيدي»
[دگر به] مهلكه جـانم عـذاب لازم نيست .
گزارش برگزاري همايش نكوداشت ملا محمد تقي ناهيدي دزفولي
۲۶/۲/۱۳۸۷ صبح و عصر مجتمع فرهنگي سينمايي دزفول
سرانجام پس از نزديك به دوسال پيگيري و برنامه ريزي مستمر ، بزرگترين اجتماع ادبي در طي سالهاي اخير در دزفول اتفاق افتاد. اين اجتماع ادبي در قالب «همايش نكوداشت شاعر فقيد معاصر ملا محمد تقي ناهيدي دزفولي » شكل گرفت . ابعاد ، خصوصيات و پيامد هايي داشته و داردکه امید وارم همانگونه كه تا اين لحظه شاهد آن بوده ايم پس از آن نيز استمرار داشته باشد .
در ادامه گزارش كوتاه اما در حد امكان كاملي از شكل گيري و انجام همايش نكوداشت ناهيدي را می خوانیم:
ادامه مطلب...
آخرین اخبار همایش ناهیدی
با پايان گرفتن مهلت ارسال مقالات به همايش 21 مقاله به نشاني دبير خانه ارسال شد . از ميان آثار رسيده دوازده مقاله براي كتاب مجموعه مقالات گزينش شد كه درروز برگزاري توزيع خواهد شد . عناوين اين مقالات عبارتند از :
ضرورت بازشناسي فرهنگ توده از حبيب شوكتي نيا
گلايه ها و شكوه هاي ناهيدي از زهرا خلفي
آسيب شناسي شعرِ محلي از حبيب شوكتي نيا
گلگشتی با ناهیدی در شعر امام رضا ديمي از محمد حسن عرب
مختصات شعر فلکلور از روح اله سروش راد
ملا محمد تقي و شعر كودكانه از سيد محمودسجادي
ناهيدي تصوير گر فرهنگ دزفول در يك قرن اخير از كاظم كيايي فر
بررسي مقايسه اي ناهيدي و شوقي بهبهاني از عباس عبادي
ناهيدي و راز ماندگاري شعرش از مهدي پرورش
ناهيدي و ميراث منظوم از مينا سخايي
طنز و جامعه شناسي در شعر ناهيدي از احمد لطيف پور
تاثیر شعر ناهیدی بر بقای گویش دزفولی از حسين نصير باغبان
و تيك نوشت اين كتاب را هم مهران بقايي نوشته است
همچنين از جمله ميهماناني كه به همايش دعوت شده اند مي توان به دكتر احمد وكيليان مدير مسئول فصلنامه فرهنگ مردم / دكتر قدم علي سرامي پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران / دكتر عباس امام پژوهشگر و استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز / سيد محمود سجادي شاعر و پژوهشگر / كريم پاكسيرت پژوهشگر حوزه موسيقي و ...اشاره كرد
ازجمله برنامه هايي كه احتمالا با استقبال مواجه خواهد شد دعوت از تنها يار باز مانده ي ناهيدي است كه همواره با او در سفر بوده و در بسياري از شعر هاي او نيز حضور چشمگير دارد . اگرچه اين يار قديمي كهنسال و بخشي از حافظه اش را از دست داده اما هنوز ناهيدي را خوبي به خاطر دارد و بسياري از اشعارش را به روشني از بر مي خواند . اين يار مهربان در همايش شركت خواهد كرد .
خبر
تعداد محدودی از دیوان ناهیدی برای عرضه و نگارش مقاله تهیه شده است علاقه مندان می توانند با من تماس بگیرند ۰۹۱۶۶۴۱۱۶۲۲
غزل
بت عيسي دم موسي كف يوسف تمثال
آسمان رفعت ومه طلعت و خورشيد جمال
گر نمي سود زمين را زعقب جعد رسات
خاك هرگز به تيمم نشدي استعمال
از دو جانب شده ابروي تو انگشت نما
متحير كاين مه ز چه دارد دو هلال
هركسي ديده به مژگان تو از دور گشود
گشت در ديده ي او از مژه ات پيدا خال
همچو موسي كه برد دست به درگاه خدا
كنج طور مه روي تو مكان يافته خال
در صف حشر كند جلوه چو خورشيد رخت
شورش محشر عظمى است ترا در دنبال
بهر قتل من دلخسته مكن ترديدي
كار خير است چه حاجت كه زني دست بقال
خواست شرحي زغمت درج كند ناهيدي
همايش نکوداشت ملا محمد تقی ناهیدی
مختصات شعر فولکلوریک
طنز در شعر ناهیدی
ناهیدی و میراث منظوم
جغرافیای شعر ناهیدی
ناهیدی روایت گر صادق باور های مردم
موسیقی در شعر ناهیدی
ناهیدی و سوگ سروده ها
جایگاه ناهیدی در شعر معاصر جنوب
جامعه شناسی شعر ناهیدی
ارسال مقالات تا 15/12/86
تاريخ برگزاري 26/2/87 در مجتمع فرهنگي سينمايي دزفول
نشاني ارسال مقالات : دزفول صندوق پستي 5484/64615 انجمن قصه
مقالات برگزيده در كتابي چاپ و در روز مراسم توزيع مي شود
حموم مین دره
با لهجه ی دزفولی
كَنْدَه يَه گوزِيْ حَمُومْ « مِيْنِ دَرَه »
كِه اَبُنْگِشْ گوشِ سَرْ ميِدوُنْ كَرَه
« حَجْ مَحَدْ باقِرْ قَلَمْبُر » اَ بُووِشْ
بُورْدَه بالا سِيْ حَموُمِيْ سِفْ چُووِشْ
اَ صِدا گوزِشْ «عَلِيْ پُوپِيْ رَضا»
بِيْسَه كَرْ ، دُوشْ رَفْتَه پِيْشْ « آ مُرْتِضا »
تا بُووَه دَلالِ دَرْد و مِحْنَتِشْ
پِيْ حَموُمِيْ رَدْ كُنَه بَلْ قِيْمَتِشْ
اَرْ مَخِيْ فَمِيْ صِدا اُوْ هُو قِيْـيَه
گوشْتَه وَمْ دِيْ تا گُوْمِتْ گُوزِشْ چِيْـيَه
بَچَه قَصابِيْ اَ مِيْ « مِيْرْ زَكِيْيُونْ »
بَسْ كِه جِرْ بِيْدْ وَرْ حَمومِ «چُولِيْيُونْ»
كُوْرْدْ عَوَضْ رُوغَنْ چِراغَه پِيْ كَرَه
قَدْشَه قُرْصْ بَسْ ، رَفْ حَمومْ مِيْنِ دَرَه
اَرْ كِه پُرْسِيْ بَچَه قَصابَ كِيْـيَه
كُوْوَكِ دُخْتَرْ گَپِ « حَجْ مُوشِيْـيَه»
اَرْ اَ عَقْلِشْ هَمْ گُوْوِيْ دِيْ آگَهِيْ
اَغْزَه بَسْ ، بَقالَه مِيْنِ « شَلْگَهِيْ»
نُومِشَه هَمْ اَرْ مَخِيْ « سُلْطونْ عَليْ »
نِيْ جَوُونِيْ مِلْثِ او اَ عاقِليْ
اَلْغَرَضْ«سُلْطونْ عَلِيْ» رَفْ سِيْ حَمومْ
مِيْ رَهِشْ دِيْدْيَه دُوهُوتِيْ مِلْثِ پُوْم
پِيْلْ طَلَبْ داشْنَه اَزِشْ ، پِيْ هُو قِيْـيَه
بِيْسْ تِمِنْ وا يَه تِمِنْ اَ نَسِيْـيَه
پِيْ تَقَلا اَوْ دوهوتِيْ تا اوسُنْدْ
وَنْدِ شونْ بيش سِيْ حَمومْ وَنْدْ لِيْقَ تُنْدْ
وَنْدْ تا پا سَرْ قَبالِيْ او حَمومْ
دَسْ خُودِشْ بِسْ خُوْدْشَه يَهُو مِيْنِ رُومْ
چِيْ تُوراجْ اَ كُلْ تِيْياشَه قِرْچِنيدْ
مِيْ كُتِشْ پِيْلانَه قايُمْ لِيْفِنيدْ
مُچَّه كُوْرْدْ رَخْتاشَه اوسونْ بِيْ نِشونْ
كَنْدْ كُلَه شَه اَسَرِشْ ، وَنْدْكَلَه شونْ
ُشفْتِ شُوْرْ تا لارْشَه خوبْ كورْدْ زِيْرِ دوشْ
اُومَّه دَرْتا وَرْ چِياشْ كُورْدْيَكْتَه گوشْ
دِيدْ چِياشْ چِيْ پَنْبَه كُلَّ گِشْكِنَه
اَ سَرِ كُتْـتَشْ نِشونَه بِسْـسِنَه
دَسْشَه كُورْدْ جِيْـبِش دِرارَه مايَنَه
دِيْدْ ........ جاشَه ، اَما نِيْ خايَنَه
وَرْ حَموميْ كورْدْ تِيْـياشَه يَكْتَه بُقْ
گُفْ : مَگَرْ تَمْ دِيْدِيْـيَه شَرَه شُلُقْ
يا كِه هَرْ كَسْ دَسْشَه زَنْدْ مِيْ اُو لِجِن
وا كُنِيْ غارَتْ اَزِشْ بِيْسْ يَه تِمِنْ
رِيْشَه بِرْجْ يَهوْ حَموميْ كورْدْ وَرِشْ
بِيْدْ قَپِيْ رَخْتْ اَ يِكِيْ اُولاتَرِشْ
كورْدْاو رَخْتانَه يَه خَوْرْدِيْ پُسّ جور
چِيْ نَديدْ مِيْنْ شونْ نَكورْدْهَمْ خودْشَه بورْ
گُفْ :كووَكْ رُو بِينْ چِه كَسْ گُوْشْتَ بُريدْ
مِيْنِ دِهْ كُوْنْ دُزْ اَ جِيْبِتْ قاپِنيدْ
اَرْ كِه سِيْ پِيلِ حَمومْ زِيْـيَه كَلَكْ
دَرْ دِرارْ دِلْتَه اَ مِيْ تُوپُ تَلَكْ
چِيْ نَخِيْمْ رُو ، سِيَهِيْ وَرْمونْ مَزَنْ
گُوْرْتَه گُمْ كُنْ ، مِيْ حَمومْ پاتَه مَوَنْ
پِيلِ اِنْدَرْ رَفْتَه كورْدْ بِيْچارَه دَرْ
وَشْ بِخَنْدِنْ پِيْلِ رَفْتَه كُلِ شَرْ
بَسْتَه دَسْ كَشْ اَيْ حَمومْ « سُلْطونْ عَلِيْ »
كَمْ تو كُنْ زُونِيْ حَمومِيْ قُمْبُلِيْ .
ملا محمد تقي در سال 1260 هجري خورشيدي در دزفول متولد و در سال1332 از دنيا رفت . او در طول حياتش با برخورداري از ذوق سرشار و خدادادي هزاران بيت شعر سرود اشعاري كه مؤيد تاريخ اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و مذهبي دزفول به شمار مي آيند ناهيدي با طبع آزامايي در قالبهاي گوناگون شعري و با تسلط اعجاب انگيز بر زبان و ادبيات فارسي و نيز لهجه ي شيرين و اصيل دزفولي آثاري از خود به جاي گذاشت كه علاوه بر بررسي آثار در موضوعات پيش گفته از منظر زبان شناسي آثار او در خور بررسي و قابل تاملند سهم ناهيدي در حفظ و احياي زبان فارسي و وسعت به كارگيري واژگان محلي در نوع خود كم نظير و بلكه بي نظير است . در روزگاري كه به واسطه ي حضور و ورود واژگان بيگانه روز به روز زبان و ادبيات فارسي مورد تهديد و تحديد قرار مي گيرد توجه وبررسي آثار ناهيدي مي تواند راه روشني براي نجات زبان فارسي از آفاتي كه هر دم گريبان آن را مي فشرد تلقي شود از سوي ديگر هجوم فرهنگ هاي بيگانه و بحران هويتي كه جوانان را در خود فرو مي بلعد ناشي از فراموشي و ناآشنايي جوانان با ذخائري است كه همچون ميراثي ماندگار و بي پاياني مي تواند چراغ پرفروغ آينده تلقي شود توجه به ناهيدي و باز شناسايي او در جامعه توجه به اين ذخائر و ياد آوري داشته هاي ارزشمند و لايزال و معرفي سرچشمه هاي فرهنگي و هويت بخش محسوب مي شود وجود صدها واژه ي مهجور ، متل ، ضرب المثل ، اسامي اشخاص حقيقي ، امرا ، حاكمان ، محله ها ي قديمي ، معماري شهري ، كوچه ها ، اماكن ، وقايع سياسي ، اجتماعي و... در شعر هاي ناهيدي آثار او را آنچنان غنايي بخشيده است كه ساليان سال مي تواندمورد استناد و ارجاع محققين و پژوهشگران باشد گو اينكه از ياد نبايد برد كه حلاوت و شيريني زبان ناهيدي همواره عامل جذابيت و كششي است كه هر علاقه مند به زبان وفرهنگ را مجذوب و از خود بي خود مي كند .

