غزل
بُتـا ! به مـاهِ جمـالت حجـاب لازم نيست
نهــان بـه ابـرِ سيـه آفتـاب لازم نيست
هر آنكه باده يِ عشقت به سر كِشد ، ديگر
به عمرِ خود دگر او را شـراب لازم نيست
شهيـدِ عشـقِ تو انـدر جهان فراوان ست
دگر به كشتـنِ مـا فتـحِ باب لازم نيست
تو را كه تَـر شـده نـاخن ز خـونِ عشاقت
دگر به بـردنِ دل ها خضـاب لازم نيست
زكاتِ حسنِ تو بگذشته چون ز حدِ يقين
دگـر ســؤال ز حـدالـنصـاب لازم نيست
شكنـجِ زلـفِ تو انـدر شكنجه دارد خلق
دگر به زلـفِ سيه، پيـچ وتاب لازم نيست
حسابِ قتلِ شهيـدانِ عشق را چه كِشي ؟
ستـاره گانِ فلـك را حسـاب لازم نيست
به حشـر گر ز شفـاعت لوا به كف گيري
چه سود ؟ تو را سؤال و جواب لازم نيست
[به ضربِ]خنجرِ مژگان بكُش تو«ناهيدي»
[دگر به] مهلكه جـانم عـذاب لازم نيست .
گزارش برگزاري همايش نكوداشت ملا محمد تقي ناهيدي دزفولي
۲۶/۲/۱۳۸۷ صبح و عصر مجتمع فرهنگي سينمايي دزفول
سرانجام پس از نزديك به دوسال پيگيري و برنامه ريزي مستمر ، بزرگترين اجتماع ادبي در طي سالهاي اخير در دزفول اتفاق افتاد. اين اجتماع ادبي در قالب «همايش نكوداشت شاعر فقيد معاصر ملا محمد تقي ناهيدي دزفولي » شكل گرفت . ابعاد ، خصوصيات و پيامد هايي داشته و داردکه امید وارم همانگونه كه تا اين لحظه شاهد آن بوده ايم پس از آن نيز استمرار داشته باشد .
در ادامه گزارش كوتاه اما در حد امكان كاملي از شكل گيري و انجام همايش نكوداشت ناهيدي را می خوانیم:
ادامه مطلب...

